بسم الله الرحمن الرحیم
بهترین مختصات وجودی عبد، حالت ذاکر بودن اوست. او برای قرار گرفتن در موقعیت ذکر خلق شده و هدف خلقت حکیمانه ی او را در این مختصات باید جست.
حادثه ی غم باری که برای جهان اسلام طی دو سه روز گذشته اتفاق افتاده ،نه تنها همه ی جهان اسلام بلکه سراسر زمین را عزا دار ساخته که خداوند در قرآنش وعده ی وراثت زمین را به بهترین بندگانش داده و این عزیزان بهترین بندگان خدا بر روی زمینند. “انسان”_”مسلم” و “مومن” مختصات عبدالله است. بنابراین “زمین” در عزای این عزیزان خدا خواهد گریست و نه تنها جهان اسلام.
زبان گاهی برای بیان کافی نیست و فقط باید به چشمان نگریست…
اگر به واقعه ی رخ داده توجهی حقیقی بشود، همان یک توجه کافیست که نفس ها را در سینه ها حبس کند و چشمان را به سیاهی ببرد که بشر به اندازه ی فهم خود وقایع را می یابد نه به اندازه ی وقایعی که روی داده اند. صدیق زمان در پیامشان می فرمایند: “…قلبی سرشار از غم…” همین برای بیدار شدن از غفلت ندیدن حقیقت واقعه کافیست. حقیقت این است که واقعیت را نیافتیم آنگونه که هست.
بگذارید در ما وقع اندکی تامل کنیم زیرا خداوند متعال فهم را در تامل نهاده.
توصیف ما وقع نه از زبان رسانه ها بلکه از دل صاف و صادق خودت: “بهترین کسان زمان(مومنین)، در بهترین مکان (منا)، در بهترین زمان(موسم بندگی عید قربان)، در بهترین حالت(گذشتن از دنیا و عزمیت به سوی رب) به بدترین وضع کشته شده اند. به خاطر…”
اگر راستش را بخواهید این قصه تکراری است! تکراری که در تاریخ سر انسان را در تکرر خود به گیجی کشانده… راه خلاصی از این گیجی کنار هم نهادن این نقطه ها و دل دادن به شناخت حقیقت است.
اما عقل حکم می کند که حادثه یا از سر عمد بوده یا نبوده! حالت اول اینکه اگر از سر عمد بوده که…
حالت دوم اگر از سر عمد نبوده هم همان سه نقطه ی قبل(…)!
اینکه کسی بگوید این حادثه فقط یک اتفاق بوده و بس و ممکن بود هر جای دیگر دنیا نیز این واقعه رخ بدهد، حرفی از سر کم خردی است. برای روشن شدن بحث به معنای ومفهوم این دو حالت توجه کنیم. حالت اول زمانی است که از سر عناد و با علم به نتیجه ی عمل انجام شده باشد. اما حالت دوم حالتی سخت تر و البته دقیق تر است. از سر عمد نبودن این واقعه و عدم علم به نتیجه، عذری بدتر از گناه است. به حکم “اسلام” وقتی انسان در زمینه ای توانایی مدیریت و علم به آن را ندارد، از پذیرفتن آن امر خود داری میکند. در مناصب اجرایی که مستقیما با حقوق بندگان خدا سر و کار دارد قرار نمی گیرد. لااقل در نسبتی قرار می گیرد که از عهده ی آن بر می آید. لذا حالت دوم نیز پذیرفته نیست و با تمام وجود آن را مردود می دانیم. مخصوصا اگر طرف مخدوم نه تنها بندگان خدا بلکه بهترین بندگان خدا باشند.
لذا قطعا و یقینا علت حادثه عدم کفایت منحوسان سعودی است و کار با عذر خواهی و مجازات مسئولین آنها هم درست نمی شود. کاری است که شده و کمترین مجازات آن بر کناری آنها از تولیت حرمین است.
تلخ خند امیدوارانه…!!!
اما سخنی با مسئولین ذی ربط کشور های اسلامی و البته در راس آنها ایران، امت جهان اسلام منتظر پی گیری حقوقی این حادثه است و تنها با ابراز هم دردی و پیگیری هایی که محکوم به فراموشی هستند راضی نخواهند شد و خون خواه آن است. علاوه بر این از رسانه ها نیز انتظار می رود که هر چه بهتر و بیشتر به بازنمایی واقعه و پیگیری آن بپردازند و جریان رسانه ای جهان را متوجه حقیقت واقعه ی رخ داده کنند.
الحمدلله





