اگر بخواهیم از زاویه “تربیتی” و “رشد” به مقوله های “نو” مثل “تلفن همراه” و “اینترنت” و “ماهواره” و … بنگریم موضوع حساسیت خاصی پیدا می کند.
با نگاهی دقیق و واقع بینانه به وسایل نو و جدید، اول باید دانست در سال های مهم و حساس نوجوانی و اوایل جوانی، که از اواخر سالهای متوسطه اول شروع و تا متوسطه دوم به صورت ویژه، ادامه پیدا می کند و این سال ها جهت و راه رشد فرد را مشخص می کند، اگر تمرکز فرد به جای توجه به “خود” (به معنای یک انسان که اگر درست پرورش پیدا کند، سرچشمه معنا ونعمت و استعداد و رشد و آگاهی و برکت و … می شود) به مقوله ای “غیر” از “توجه دقیق” به “رشد” و “تکامل” “خویشتن” و بروز استعدادهای مختلفی که هر فردی دارد، بشود، فردی که در حال رشد است، به درکی درست از خود نمی رسد که این سرآغاز مشکلات روحی و روانی و معنوی می شود و در ادامه زندگی به جای لذت بردن از عظمت و بزرگی و رشد و تکامل، به دنبال چیزهای کوچک و بی معنی و … می افتد و چون با دوران بزرگسالی تناسبی ندارند، تناقض ها شروع می شوند و مشکلات عدیده روحی و روانی و… برای فرد بوجود می آید و ضرر و زیان و صدمه ای می بیند که دیگر قابل جبران نخواهد بود و نتیجه نهایی آن عدم تعادل رفتار می شود، که بسیار درد آور است.
اول مدیریت “خانواده” و سپس خود “فرد” خصوصا گروه سنی متوسطه دوم، باید اهم و مهم کنند و “اولویت ” داشته باشند و اولویت باید “رشد و شکوفایی و تکامل فکری و روحی و معنوی و علمی” خود باشد و بزرگترها نباید انتظار داشته باشند که نوجوان و جوان، باید مثل آنها به موضوع های پیرامونی بنگرند و یا به گونه ای برنامه ریزی و فضاسازی نمایند، که اولویت خانواده هر چیزی، غیر از رشد فرزندشان بشود. در گذشته اینقدر وسایل با رنگ لعاب فریبنده و گول زننده برای سرگرم کردن و مشغول کردن انسان برای توجه نکردن و نشناختن قدر و قیمت خود وجود نداشت و حالا که از در و دیوار وسایل مختلف و لوکس و با فن آوری های مدرن می بارد، اگر نگاهمان به اصل سرمایه مان که همان “رشد خود” یا “فرزند خود” می باشد به مقوله های دیگر جلب شود، خسران و ضرر در انتظارمان خواهد بود، پس هشدار …
حواسمان جمع جمع باشد، فریب تلویزیون، اینترنت، ماهواره، گوشی های هوشمند و خودروهای خارجی، که در شهرمان شروع به جولان کرده اند، را نخوریم و حواسمان باشد اولویت اول مان نشوند و “برنامه ریزی دقیق” برای رشد داشته باشیم و تمرکزمان بر روی رشد باشد و از وسایل پیرامونی از جمله وسایل نو جهت رسیدن به تکامل و رشد و هدف “به اندازه” و “به ضرورت” و “به موقع” استفاده کنیم و نه اینکه یکی از این وسایل به موضوع اولمان تبدیل شود زیرا ارزش انسان که زمین و آسمان و کهکشان ها مسخر او هستند و خلیفه الله است و اشرف مخلوقات است و در اصل همه این وسایل توسط انسان و از روی “گوشه ای کوچک” از “یک جزء” انسان و یا دیگر مخلوقات ساخته شده اند، خیلی بالاتر است و اما قصه خودروها فرق می کند که اینها همان مرکب های خودمان هستند و فقط رنگی به آهن کشیده اند، که آدمای ظاهربین و رشد نیافته را فریفته کنند، هر چند سواری گرفتن از آنها لذت بخش است البته برای انسان هایی که فقط درد خودشان را دارند…
حکایت پیرمرد محله ما شنیدنی است که می گفت قبل از انقلاب اسلامی، انگلیسی ها به ما میخ های کج می دادند و روزانه هر اندازه از این میخ ها را راست می کردیم، مزدی به ما می دادند، و ایشان می گفتند: آن موقع می گفتیم این انگلیسی ها چقدر ابله هستند، بابت چه کارهایی پول می دهند، ولی بعدا که بزرگ شدیم، فهمیدیم که این کارشان، برنامه ریزی دقیقی داشته و برای اینکه ما درس نخوانیم و “رشد” نکنیم، این کار را می کردند و ما را مشغول می کردند و حالا که کاملا صحنه تغییر کرده و با اینترنت و ماهواره و گوشی های هوشمند و لوکس و خودروهای خارجی و بازی های رایانه ای (که nمرحله هم برنده شوی، هیچ چیزی عوض نمیشه{تصور بفرمایید بازی انگری برد و … را} ) آدم را با دست خودش،مشغول می کنند به طوری که اصلا به دست های پشت پرده فکر نکند و این حرف ها (دست های پشت پرده) را باور نکند.
این مشغول شدن ها، در هر دوره سنی اگر به اندازه نباشد، آسیب هایی به همراه دارد، ولی برای افرادی که در سن رشد هستند و باید به رشد و بالندگی فکری و روحی و معنوی برسند و تجربه فهمیدن و حس کردن “خود” را داشته باشند و به معنا برسند، آسیب اساسی تری به همراه دارد و بعد از دوره رشد، فرد چون درست رشد نکرده، به راحتی می توانند توسط خودش تحقیرش کنند، چون عظمت و بزرگی و سرمایه اش را از او گرفته اند، دیگر هر چه ببیند، فریفته آن می شود و لب به تمجید و تعریف آن باز می کند، حالا کالایی با فن آوری های نو باشد یا خودرویی که فریبنده است و خارجی ها ساخته اند و یا آدم هایی که از زیبایی تنها زیبایی ظاهر را دارند، خلاصه فرق نمی کند، مشکل اصلی کوچک ماندن و رشد نکردن فرد است و خصوصا به علت مشغول شدن در سن رشد به چیزهایی که نباید فریفته آنها می شد و توجه فرد در این دوره مهم و حساس به هر چیزی غیر از خودش، هر چند آن مقوله و وسیله و موضوع یا مهارت خوب باشد ولی اگر برای دوره رشد ضرورت نداشته باشند، منجر ضعف و کمبود و خلاء شدید روحی می شود، پس نتیجه باید با حساسیت بدنبال این بود که برای دوره رشد چه چیزی ضرورت دارد؟ تا کلاه سرمان نرود و پشیمان نشویم و و معنا و معنی را به جانمان بدهیم و رشد کنیم و ببالیم و “خود” را حس کنیم…در غیر این صورت مجبوریم “رشد” نکنیم و به “خودمان” اعتماد نکنیم، “تولید” نکنیم و دستمان همیشه به سمت آنها دراز باشد، اصلا از هر چیزی که بویی از “خودمان” بدهد، بیزار شویم، نفهمیم “که” هستیم، چه “عظمتی” داریم، به “شوکت” و “جبروت فکری” و “ایمانی” خود پی نبریم و چنان تحقیرمان بکنند که از فکر و عقیده و فرهنگ خودمان بدمان بیاید…
باور این حکایت تلخ، جز با نگاه واقع بینانه میسر نخواهد بود و تنها با توجه به خود و سرگرم نشدن به غیرخود و حساس بودن و برانداز و تجزیه تحلیل کردن پیرامون و برنامه و هدف داشتن خصوصا در دوران مهم رشد(نوجوانی و جوانی) می شود عظمت وعزت نفس و اعتماد به نفس خود را دوباره بدست آورد و مسلط و قدرتمند، عالم پیچیده پیرامونی را مهار کرد و وسایل را به نفع رشد و تعالی انسان به کار گرفت …






