محسن مرعشی فر- دزمهراب
فتنه های آخر الزمان از جمله ابتلاءهای بشر در زمان قبل از ظهور است و در برخی از اخبار رسیده به این موضوع اشاره شده که مومنان در آخر الزمان گرفتار فتنه هایی شدید تر از دجال می شوند .
مهمترین عاملی که موجب سربلندی مومنان در فتنه ها و یا مردود شدن آنها می شود میزان توجه به این دو رکن مهم دینی یعنی تولی و تبری می باشد . موضوعی که در این روزگار مومنان را گرفتار فتنه ساخته و آفت دین وایمان آنها می شود ، دوستی با دشمنان خدا و اهل باطل و نیز عدم محبت و دوستی با دوستان خدا و اهل حق می باشد . این نوع رفتار در تضاد واقعی با دستور صریح اسلام و قرآن کریم بوده که می فرماید ” محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ” . با اندکی تامل در این موضوع و کنکاش در پیرامون خود مثال های عینی آن را به وفور مشاهده می نماییم .
یکی از مصادیق لعنت در قرآن کریم ، کتمان کنندگان حق بوده و کسانیکه دوستی با باطل را برمی گزینند در حالی که به این موضوع که آنها برحق نیستند آگاههند ودر مناقشه حق و باطل سکوت اختیار نموده وحق را کتمان می نمایند . این افراد مشمول لعنت خداوند می باشند .
در طول تاریخ موارد متعددی از افراد صالح داریم که به همین دلیل مورد ابتلا و آزمایش قرار گرفته و مردود شده اند . ولی امر مسلمین در بیاناتی در خصوص بصیرت می فرمایند :” بصیریت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر از بدن اباعبدالله الحسین (ع) جدا کرد همان جانباز صفین بود” . چه عاملی باعث می شود که سرنوشت جانباز صفین که تا فدا نمودن جان در راه خدا پیشرفته ، نهایتا به اینجا کشیده شود ؟ یکی از مهمترین دلایل آن دوستی با دشمنان خدا ، دشمنان اسلام و دشمنان اهل بیت یعنی بنی امیه بود . که این نوع رفتار در شمر بن ذی الجوشن (لعنت الله علیه )تبلور خاصی پیدا کرده بود .
نمونه دیگر زبیر بن عوام ملقب به سیف الاسلام بود . زبیر جزو معدود افرادی بود که در روزهای پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه وآله زمانی که تمام اهل مدینه ، امیر المومنین علیه السلام را رها نمودند ، به همراه برخی دیگر از صحابه خاص مانند سلمان ، مقداد و ابوذر و عمار در کنار ولی خدا قرار گرفته و ضمن حمایت و یاری او از آن امتحان و ابتلا بزرگ سرافراز بیرون آمدند . لیکن سالهای متمادی گذشت و زبیر گرفتار زر و زیور دنیا و خلیفه سوم از بنی امیه گردید و سرانجام مبدل به همان کسی شد که در جنگ جمل در کنار طلحه ملقب به طلحه الخیرکه سرنوشتی نیز شبیه زبیر دارد ، در مقابل امام حق یعنی امیرالمومنین علیه السلام قرار گرفت و به رغم اینکه از جنگ کناره کشید ، لیکن به دلیل کتمان حق و سکوت مشمول لعنت شده تا جایی که امیرالمومنین زبیر وکشنده وی را اهل عذاب و جهنم خطاب کرد .
در قاموس و آموزه های دین مبین اسلام جمع بین دوستی اهل دین و اهل باطل محال قطعی است . لذا بر همین اساس است که در تعابیر دینی تولی و در مقابل آن تبری تعریف شده است و نکته قابل توجه این است که تولی بدست نخواهد آمد جز اینکه اول تبری صورت پذیرد . اول می گوییم لا اله .. سپس الا الله و یا در زیارت عاشورا اول صد بار لعن بر قاتلین سید الشهداء می فرستیم و سپس صد بار سلام بر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می دهیم.
تاریخ تکرار مکررات و آینه عبرت است . در فتنه سال 88 تاریخ تکرار شد و بسیاری از انقلابیون سابق در جبهه مقابل انقلاب و رهبری که نایب امام زمان و ولی فقیه زمان است قرار گرفته وعلیرغم اینکه می دانستند حق در کدام سو است ، لیکن در جبهه دشمنان حق ، منافقین ، آمریکا و ایادی آن قرار گرفته و به مقابله با حق برخواستند . برخی افراد که در جبهه و معرکه حق و باطل سکوت اختیار کردند با فرض اینکه موافق عملکرد اهل باطل نیستند ، رفتار خود را توجیه می کردند حال آنها جدایی از اهل باطل باید با برائت از باطل و تبری از اهل آن و سپس دوستی اهل حق و اعلام همبستگی با آن همراه باشد و نه کتمان حق و سکوت در برابر مناقشه حق و باطل که مشمول لعنت بوده وسرنوشتی شبیه زبیر را در بر دارد .
لذا بر همین اساس است زمانی که امتحان سرنوشت ساز 9 دی فرا رسید بسیاری از کسانی که دل در تعلق اهل باطل داشتند نتوانستند در آن امتحان حضور یافته و نمره قبولی بگیرند که پای آنها در باتلاق باطل و تردید های خود گرفتار شده و توان حرکت به سوی اهل حق را از آنها سلب کرده بود .
باید تاسف خورد که بسیاری از اهالی انقلاب گرچه به لطف سعه صدر رهبری معظم انقلاب هم اکنون نیز مسافر قطار انقلاب بوده و بعضا از مسئولین بلند پایه مملکتی نیز می باشند لیکن به حقیقت از مردودین فتنه سال 88 بوده و دلیل مهم آن نیز دوستی با اهل باطل و عدم محبت و دوستی با اهل حق است که این مهم در اظهار نظرها ومواضع آنها طی سالهای اخیر و پس از سال 88 کاملا هویداست . و بدیهی است این نوع رفتارها گرچه ممکن است از حافظه کوتاه مدت برخی پاک شود ، لکن در تاریخ و حافظه بلند مدت انقلاب اسلامی ثبت و ضبط خواهد شد .
در سالیان اخیر نیز به کرات شاهدیم که برخی ها با بزک کردن چهره شیطان بزرگ و ابراز قرابت با آمریکای ستمگر به زعم خود برآنند که هم خود را دلبسته انقلاب و نظام قلمداد کنند و هم اینکه دشمنی با شیطان بزرگ را به صلح و دوستی بدل نمایند . همان شیطان بزرگی که کوچکترین تغییری در سیاست های ددمنشانه خود نداده و از ابتدای انقلاب تاکنون سودای نابودی انقلاب اسلامی را در سر می پروراند . نکته قابل توجه این است این دوستی و مودت برخی از به اصطلاح دوستان داخلی با آمریکا در حالی صورت می گیرد که شیطان بزرگ ذره ای از خسارت بزرگ وارده ساخته به ملت شریف ایران را جبران ننموده و حتی در صدد جبران آن نیز نیست .
آموزه های دینی به ما می آموزد که سرنوشت این گونه افراد سوء عاقبت بوده که البته بد عاقبتی است و هیچ بعید نیست شمر و زبیر و طلحه زمان ما یکی از این افراد باشد .
مطلب فوق نوعی عبرت آموزی از تاریخ است که بر پایه اعتقادات اسلامی و شیعی بوده و به هیچ وجه جنبه سیاسی به معنای مصطلح آن و یا جناحی نداشته ولازم است مومنین در خصوص آن تعقل و تفکر نموده چرا که سر منشاء انحراف امت اسلامی از صراط مستقیم این موضوع مهم و حیاتی بوده ، می باشد و خواهد بود . که( هل الدین الا الحب ؟)





