دزمهراب : باعرض سلام وخسته نباشید لطفا خود را برای خوانندگان ما معرفی کنید؟
علیکم السلام،شیرین صحرایی هستم کارشناس مسئول مشاوره وهدایت تحصیلی آموزش وپرورش دزفول ،12سال سابقه کاری دارم و دارای مدرک کارشناسی آمار کاربردی از دانشگاه تهران و کارشناسی علومتربیتی از دانشگاه آزاد تهران.در حال حاضر نیز دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد رشته مشاوره دانشگاه علوم تحقیقات اهواز میباشم.
کلیت وضعیت علوم انسانی را در کشور چگونه می بینید؟
متاسفانه بیشتر مبانی وتعاریف علوم انسانی ما برگرفته از مبانی ایست که برای انسانهایی در جوامع دیگر و با فرهنگهای متفاوت شکل گرفتهاند. نظریهپردازیهای ما بیشتر با رویکرد غربی صورت میگیرد و منابع درسی اغلب غربی و ترجمه آثار دیگران است . در زمینه بومیسازی بسیار ضعیف عمل کردهایم،برای مثال در زمینه آزمونهای روانشناسی که در حیطهکاری بنده است، هر چند آزمونها توسط اساتید، هنجاریابی شدهاند ولی باز چون بنیان فکری بومی نیست ماحصل بدست آمده برای ما زیاد کارآمد نمیباشد.
ازبخشنامه 7/111برایمان بگویید.
در نظام آموزشی ما دانشآموزان در سال دوم متوسطه باید در یک رشته تخصصی به ادامه تحصیل بپردازند. برای ورود به هر رشتهای ملاکهایی وجود دارد که از جمله آنها کسب نمرات خاصی در بعضی دروس اصلی و محوری آن رشته در پایه اول است. از طرفی منع تحصیل در قوانین فعلی امکان پذیر نیست.حالا تصور کنید دانشآموزی نمرات لازم برای ورود به هیچ رشتهای را کسب نکرده است،این دانش آموز علی القاعده باید وارد رشته کار ودانش که بیشتر مهارتی است شود.باز تصورکنید در منطقه زندگی دانشآموز، هنرستان وجود نداشته باشد! تنها راه حل باقی مانده ورود به رشتههای نظری است.اکثر دانشآموزانی که این وضعیت را دارند در درسهایی مثل ریاضی و فیزیک و شیمی نمرات پایینتری نسبت به ادبیات و جامعه شناسی دارند. این دانشآموزان علیرغم نداشتن صلاحیت و به خاطر عدم منع تحصیلی وارد علوم انسانی میشوند به تعبیری بین بد و بدتر مجبوریم گزینه بد را انتخاب کنیم.
پس به قول جناب نصراله پور باید گفت علت افت علوم انسانی همین بخشنامه است؟
بله،آن علتهایی که جناب نصراله پور اشاره کردند کلیت مطلب است و موارد دیگری هم وجود دارد.
لطفا به آنها اشاره کنید.
مشکل ما از نوع ارزشیابی است. زمانی که ارزشیابی دبیر بر حسب قبولی دانشآموز است و امتیاز مدیر مدرسه بر حسب قبولی دانشآموزان صورت میگیرد. به سمت کمیگرایی گام برداشتهایم.کمیت برخی مواقع برای ما خیلی اساسی و مهم میشود.لذا کیفیت را فدای کمیت میکنیم، آمار غیر واقعی میشود و به تعبیری به سمت بیسواد پروری می رویم.امتحانات مهرماه خود نمونه کمیتگرایی است.دانشآموزانی که در خرداد ماه درس افتاده دارند در شهریور ماه امتحان میدهند اگر باز نمره قبولی نیاوردند باز در مهرماه همان درس را امتحان میدهند و اگر نمره نیاورند با تعدادی درس افتاده وارد پایه دوم میشوند.همین مساله در پایه دوم تکرار می شود و دانش آموزان وارد پایه سوم میشوند،ولی در این پایه دانش آموزان با سد امتحانات نهایی مواجهاند که در صورت قبول نشدن دیگر نمیتوانند به سال چهارم یا پیشدانشگاهی سابق وارد شوند.کمیتگرایی باعث ضعف علمی دانشآموزان میشود و افت نمرات خود را به خوبی در پایه سوم و امتحانات نهایی به نمایش میگذارد. مهاجر پذیری از عوامل دیگر افت تحصیلی در این رشته است.در دوره دبیرستان تعداد زیادی از دانشآموزانی که دارای افت تحصیلیاند دانشآموزانی هستندکه دورههای قبلی را بومی دزفول نبودهاند و از لحاظ درسی و پایههای تحصیلی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند اما این مساله کلی نیست در جمع دانشآموزان غیر بومی افراد نخبه و بسیار قوی نیز وجود دارد.اما در مجموع دانشآموزان بومی وضعیت بهتری دارند.در مناطق روستایی و حاشیه شهر نیز افت تحصیلی زیادی مشاهده میشود.
بالاخره با وجود پایه ضعیف درسی دانشآموز ،میتوان تغییراتی ایجاد کرد،رسات شما همین مساله است.
درست است ولی باید در نظر داشت که زمان بازآموزی کم است و برای دانش آموزان پسر به واسطه بحث خدمت سربازی و برخی دختران به واسطه ازدواج این زمان نیز کمتر میشود ولی با این وجود به واسطه زحمات همکاران تعداد کمی از آمار به حدی از پیشرفت تحصیلی میرسند اما بقیه افراد…… .اما نکته جالب اینجاست که همین افراد به واسطه سهولت ورود و پذیرش زیاد رشتههای علوم انسانی در دانشگاهها به خیل دانشجویان میپیوندند ولی به واسطه پایه علمی ضعیف به خیل مدرکداران فاقد تخصص ملحق میشوند.خلاصه اینکه قوانین دست و پاگیری وجود دارد و واقعیت مطلب به صورتی است که ما را به انجام کارهایی که در ظاهر به سود دانشآموز ولی در انتها به ضرر او و سیستم است سوق میدهد.
وضعیت علوم انسانی را در دبیرستانهای شهر چگونه ارزیابی میکنید؟
رو به بهبود خواهد رفت و قول به بهبود خواهیم داد.
یعنی آمار قبولی دزفول در رشته انسانی در دزفول نسبت به سایر مناطق استان در وضعیت مناسبی نیست؟
نه نیست، اما آمارها تاحدودی غیر واقعی اند.تعداد دانشآموزان ما زیاد است و اینکه دانشآموزان مار را با شهرهای کوچکتر از لحاظ آماری و صرفاً به صورت کمی مقایسه کنند کار صحیحی نیست. دربعضی موارد باید آمار 5تا 6منطقه دیگر را مجموعاً با آمار دزفول مقایسه کرد.
برای ایجاد انگیزه جهت ورود دانشآموزان نخبه به علوم انسانی چه کارهایی مد نظر دارید؟وضعیت را چگونه میبینید؟
دو سال است که از اجرای بخشنامه 7/111جلوگیری کردهایم و 99درصد دانشآموزان فاقد صلاحیت را حق استفاده از این بخشنامه ندادهایم. چون هیچ انگیزه بیرونی برای ورود به رشته علوم انسانی وجود ندارد کار سخت است.نکتهای که باید به آن اشاره کرد این است که رشته انسانی و تجربی ما با بحران انگیزه بیرونی مواجه است یا خواهد شد.در قسمت هدایت تحصیلی، ما ، زمینه و شرایط شناخت رشتهها را فراهم میکنیم فقط توضیح و بالاتر بردن شناخت از رشته وجایگاه آن کار ماست ،انتخاب با خانواده و دانشآموزاست. این را با قاطعیت میگویم که در فرآیند انتخاب رشته بیشتر خانوادهها تصمیم گیرندهاند.ما در علوم انسانی دزفول نیاز به نخبهپروری و الگوهایی داریم که هم از لحاظ تربیتی و هم از لحاظ قبولی در دانشگاه و موفقیت در بازار کار بتوانند سرمشق دیگران باشند.پیشنهاد دیگر من این است که پژوهشسرای دانشآموزی دزفول در زمینه علومانسانی نیز فعال باشد و تنها در زمینههای نانو،رباتیک و شیمی منحصر نماند.کلاسها و پروژههای تحقیقاتی دانشآموزی در زمینههایی مثل تاریخ ،ادبیات، علوم اجتماعی و مهارت های بینفردی میتوان برگزار کرد.
ریاست اداره آموزش و پرورش خبر از ایجاد کار گروه برای علوم انسانی دادهاند نظر شما چیست؟
این که گروهی به صورت خاص به این مساله بپردازند خوب است اما میتوان آن را در دل کمیته پیشرفت تحصیلی که از معاونین اداره تشکیل میشود جا داد.
برای بهبود سطح دانشی وعلمی دانشآموزان فعلی خصوص در رشته انسانی چه برنامهای دارید؟
قریب به دو سال است که روی طرحی کار میکنیم که معضلات اداری و بوروکراسی به ما اجازه نداده که لااقل دانشآموزان وفرزندانمان را از سردرگمی خارج کنیم.این طرح که میتوان نام آن را ازمدرسه تا دانشگاه گذاشت در صدد بهبود سطح دانشی دانشآموزان و خانوادههاست. موسسات آموزشی- علمی غیردولتی زیادی وجود دارد اما برنامههای آنها در برخی موارد مغایر با نظام آموزش و پرورش است برای مثال در بحث کنکور در پایه چهارم زمانبندی آنها در طرحشان با زمانبندی آموزشی در آموزش و پرورش متفاوت است.آنچه که به دانشآموزان ما ضربه میزند چندگانگی توزیع فکری برای برنامهریزی درسی دانشآموزان است.دبیران و موسسات و مشاوران و ……هریک خود دارای طرح متفاوتی برای دانشآموزانند. ما در انجام این طرح به دنبال تجمیع و ارائه برنامه واحدی هستیم و کار بنیانسازی علمی را به صورت مهندسی شده از پایه دوم تا سال چهارم پیش خواهیم برد . خانوادهها رکن مهم این برنامهاند که با برگزاری بهتر کلاسهای آموزش خانواده و مشاوره به تقویت این عنصر خواهیم پرداخت.ساعتهای آموزشی فوق برنامه متناسب با نیازها و ضعفهای شناسایی شده منطقه برگزار خواهد شد که برای رشته علوم انسانی 220 ساعت در نظرگرفته شدهاست. ما در این طرح به دنبال کیفیگرایی هستیم و طرح کاملا بومی و با شناخت کامل موقعیت منطقه صورت میگیرد.این طرح در شورای معاونین اداره تصویب شده است و از امسال از تاریخ نهم مهرماه به صورت آزمایشی فقط در پایه چهارم انجام خواهد شد.هدف کلی طرح نیز نخبه پروری است.باید در علوم انسانی به نخبه پروری روآوریم تا اقتصاددانان، مدیران و جامعه شناسان و ….. که در بستر این رشته رشد خواهندکرد به فریاد جامعه فردایمان برسند.
آیا شما قبول دارید که سیاسیبازیها نقش زیادی در سیاستگذاریهای آموزشی دزفول دارد؟
نه تنها در آموزش و پرورش بلکه در تمام ادارات بالطبع و به صورت کم و زیاد وجود دارد ولی در اداره ما نیروهای توانمندی مشغول خدمت رسانی میباشند.
و سخن آخر…
عاقبت همه جوانان ما ختم به خیر باد. تقاضا دارم خانوادهها تربیت فرزندان خود را بپذیرند. درگذشته ، خانواده تربیت فرزند را بر عهده داشت ولی امروزه این امر کمرنگ شده است چرا که مساله تربیت بیشتر برعهده جامعه وکلاسهای متعدد آموزشی نهاده شدهاست و خانواده به نوعی تذکر را به جای تربیت نهاده است. از زحمات مجموعه دوستان دزمهراب نیز سپاسگزارم.
ما نیزاز شما که وقت گرانبهایتان را در اختیارمان قرار دادید کمال تشکر وقدردانی را داریم.





