در حالی که چند سالیست خاورمیانه درون آتش فتنه انگیزی و دخالت بیگانگان و قدرتهای فرامنطقه ای در دوزخ جنگ و کشمکشهای سیاسی میسوزد و به تعبیر رهبری معظم انقلاب،منطقه درگیر شرایطی حساس و خطیر و به تعبیر دقیق ایشان در حال گذار از پیچی تاریخیست(1)، ایران به عنوان لنگرگاه ثبات و آرامش در دریای متلاطم منطقه نقشی تعیین کننده و غیرقابل انکار در حل معادلات سیاسی و گذار از این پیچ تاریخی را داراست لیکن به موازات این شرایط چند وقتیست که رسانه های عبری،عربی و تئوریسین های سرشناس غربی از احیای امپراتوری ایران سخن به میان آورده و از گسترش نفوذ و همچنین به زعم خود، از سلطه ی ایران بر کشورهای منطقه میگویند؛ این خط خبری که شاید شروع بروز و ظهور جدی آن با مصاحبه ی هنری کسینجر،وزیر اسبق امور خارجه آمریکا، با رادیو ملی آمریکا موسوم به NPR آغاز شد(2) و اخیرا از سوی نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس در کنگره آمریکا پیگیری شد(3) این روزها از سوی رسانه های جریان اصلی نیز به شدت دنبال میشود تا جایی که امروز کمتر رسانه ای از طیف مذکور را میتوان یافت که این خط خبری را دنبال نکرده باشد؛اما نقطه ی عطف این ماجرا را میتوان چگونگی مواجهه ی مسئولین و رسانه های ایرانی با این پدیده دانست.
در پشت پرده ی این دست اظهارات غربی ها و دنباله های آنان در منطقه قطعا هدفی جز پیگیری پروژه ایران هراسی وجود ندارد کما اینکه کسینجر نیز در مصاحبه ی مذکور با رادیو ملی آمریکا(NPR) طی اظهاراتی فاقد ارزش و نامربوط ایران را تهدیدی بزرگتر از داعش معرفی نموده و در راستای پیگیری هدفش در ایران هراسی، تهران را بدنبال احیای امپراتوری ایران باستان می خواند.
طبعا امروز هیچکس نمیتواند نفوذ و قدرت نرم انقلاب اسلامی را در منطقه و میان ملت های مظلوم مسلمان انکار کند لیکن این نفوذ نه از جنس استعمار و استثمار آمریکاییست و نه ریشه در سلطه طلبی و هژمونی سازی منطقه ای دارد؛ ملت ایران و جمهوری اسلامی به عنوان طلایه دار بیداری اسلامی و آزادی خواهی و استقلال طلبی و با تکیه بر ارزش های اصیل دینی آغازگر حرکتی بودند که با فریاد عدالت طلبی و نفی ظلم و استثمار که نشأت گرفته از فرهنگ قرآنی “لا تَظلِمون و لا تُظلَمون”(4) است دل های ملل مظلوم و مستضعف منطقه را با خود همراه ساخته و در دورانی که خود تحت آماج حملات ابرقدرت های جهانی و دستنشانده هایشان در هنگامه ی جنگ تحمیلی بودند ندای استمداد مردم مظلوم لبلان و فلسطین را لبیک گفته و با هر آنچه که در توان داشتند به یاری آنان در مقابل صهیونیزم اشغالگر شتافتند؛ و این خط مشی ثابت و تغییر ناپذیر جمهوری اسلامی طی دهه های گذشته ازعمر انقلاب بوده و هم اوست که قلب مردم منطقه را به انقلاب اسلامی ایران و رهبری گرانقدرش گره زده و نفوذ ایران در منطقه را سبب شده است.
نقطه ی عطف این حمایت ها از سوی جمهوری اسلامی در آن است که هیچ گاه انحصار به قوم و مذهبی خاص نداشته و بی هیچ چشم داشتی در بزنگاه های تاریخی از مجلس اعلا و حزب الله شیعی تا حماس،جهاد اسلامی و بوسنیایی های سنی مذهب را شامل شده فلذا طرح این دست شبهات مضحک که ایران به دنبال هژمونی سازی شیعی در منطقه است کاملا بی منطق و غیرواقع جلوه میکند.
با این همه متاسفانه در روزهای اخیر شاهد غفلت مسبوق به سابقه برخی بودیم که بنطر فوق تخصص بحران زایی برای نظام و دولت را دارند؛ایشان در حالی که سمت ها و عناوینی با پسوند ویژه،ارشد و استراتژیک و… را یدک میکشند اما با طرح مباحثی بیجا و بیهوده، عمق نگاه استراتژیک خود را با بیان موضوعی نظیر اینکه((بغداد پایتخت ماست)) به رخ همگان کشیده و با سوژه سازی برای رسانه های معاند و بدخواهان انقلاب اسلامی برای جریان مقاومت هزینه سازی میکنند .
جای تعجب و سوال است که این اشخاص با این سطح درک و فهم سیاسی از شرایط حساس منطقه چگونه برای چندین سال سکان مدیریت یکی از حساس ترین نهادهای امنیتی کشور را بر عهده داشته اند؟
خوب است بدانند که پایتخت جمهوری اسلامی ایران نه بغداد بلکه به وسعت قلب ملت های مقاوم منطقه و تمامی عدالت طلبان و آزادی خواهان است.
نویسنده:محمد صالح بیگی
پیرنوشتها
______________________
1-http://www.leader.ir/langs/fa/index/php?p=conten/tShow&id=12067
3- http://www.nytimes.com/2015/03/04/world/middleeast/netanyahu/congress-iran-israel-speech.html?-r=0
4-سوره مبارکه بقره-آیه 279





