بسم الله الرحمن الرحیم
عالم از بدو خلقت با همهی اجزاء خود به صورت تکوینی به سمت خالق خود در حال حرکت است، «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُور»[1] هستی روزی به حرکت خود خاتمه می دهد که در برابر خدای متعال تمام انیت و استقلال خود را از دست بدهد، «إِلى رَبِّکَ مُنْتَهاها»[2]. انسان به عنوان یکی از موجودات و مخلوقات این عالم در این مسیر قرار دارد، «یا ایُّهَا الْانْسانُ انَّکَ کادِحٌ الى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیه»[3]. انسان به دلیل اختیار و امکان انتخابی که به وی عطا شده است سالک مسیر ویژه و طریقِ منفردی می باشد و اصلا این است معنای «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم»[4]. بشر روزی مشاهده می کند که تمام صفات کمالیه منحصرا در ذات مقدس باری تعالی تحقق دارند، و آن وقت «یوم الدین» است که حقیقت همه چیز بر وی منکشف می شود.
سالک این مسیر اگر خود را مهیا برای هدف والای انسانیت و رسیدن به اوج کمالات معنوی و مقام « اِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَه»[5] نموده، باید بداند که این جهادی است بس اکبر و لوازمی دارد. طی این مسیر در گام اول جهان بینی و ایدئولوژی صحیح و کامل می طلبد. گام دوم سالک این طریق، التزام عملی به یافتههای مسیر است. در سومین قدم بخاطر فاصلهی زمانی پیش آمده با عصر نزول، شناختی صحیح از مسائل مستحدثه و اوضاع پیرامونی نیاز است تا بتوان مسائل شرعی را بر آنها تطبیق داد. و در گام نهایی باید تدبیر و توان تحقق خارجی دستآوردها را کسب کند و الا هیچگاه آرمانهایش جامهی عمل نخواهند پوشید. چنین کسی را میتوان الگو و رهرو صدیق انبیا دانست، کسی که میتواند علاوه بر تربیت نفس خویش، در حرکت تکوینی عالم هم اثر گذار باشد. قهرمان این صحنه را پس از معصومین بی شک حضرت امام خمینی (ره) مییابیم.
ایشان با تکامل نظام جهانبینی و انسانشناسی اسلامی و با بنا نمودن نظام اصولی متاثر از آنها توانست یک مدرسهی فقهی ارائه کند. حضرت امام خمینی (ره) با این مقدمات علمیِ متمایز توانست مکتب علمی شیعی را به نصابی کامل برساند، به این معنا که میان اولین گذارههای هستی شناسی تا جزئی ترین مسائل فقهی، رابطه منطقی برقرار کند، ایشان با تکیه بر مبادی فلسفهی صدرایی و تئوریزه کردن آن در عرصه فقه توانست حرکت مردم ایران اسلامی را به نظام اسلامی منتهی گرداند.
اما آنچه ما را بر آن داشت تا دست به قلم ببریم بیان چرایی اهمیت تفکرات شهید فرید آیت الله مطهری می باشد. برای این مهم بازهم به سراغ کلام امام می رویم که حقیقتا، امام کلام می باشد.
حضرت امام خمینی (ره) به بسیاری اجازه اجتهاد دادند و بسیاری را از جانب خویش مسئول و منصوب کردند اما فقط و فقط نسبت به آیت الله مطهری (ره) می فرمایند: «آثار قلم و زبان ایشان بی استثنا آموزنده و روانبخش است»[6] پیرامون آثار و شخصیت این استاد عزیز کلام فراوان است که حتی احصاء آن نیازمند وقت موسعی است. اما حساسیت ماجرای مسیر تکامل تشریعی و محدود بودن طرق در این فضا ما براین می دارد تا اندکی بیشتر پیرامون این شهید به کاوش بپردازیم.
مقام معظم رهبری(دام ظله) درباره این نادره دوران چنین سخنرانیای در دوره ریاست جمهوری برای تربیت نیروهای جوان، متناسب با فضای انقلاب چنین میفرمایند: «آنچیزی که ما میتوانیم به طور کلی بگوییم: مبنای فکری این انقلاب، تفکرات شهید مطهری است و لاغیر»[7]
با تاملی ساده بر بیانات علما و اساتین حوزهی علمیه این سوال به ذهن میرسد، مگر مطهری چه داشته که حضرت امام (ره) در وصف ایشان میفرمایند: «تمام آثار ایشان بی استثنا آموزنده و روانبخش است» و مگر مطهری چه طریقی را طی نموده که فردی ذو ابعاد چون آیت الله جوادی آملی(زید عزه) می فرمایند: «او فقیه جامع الشرایطی است که هم در اثر داشتن اجتهاد مطلق بر همه معارف اصلی و فرعی دین مسلط است و هم در اثر داشتن عدالت کامل در همه بخشها، عامل خوبی است و هم در اثر مدیر و مدبر بودن می تواند جز ,الحافظون لحدود الله، باشد»[8].
برای پاسخ به این مسئله سر رشته کلام را به خود استاد میسپاریم:
«یادم هست، در زمانى که در قم تحصیل مىکردم، یک روز خودم و تحصیلاتم و راهى را که در زندگى انتخاب کردهام ارزیابى مىکردم؛ با خود اندیشیدم که آیا اگر بجاى این تحصیلات، رشتهاى از تحصیلات جدید را پیش مىگرفتم بهتر بود یا نه؟ آن ایّام، تازه با حکمت الهى اسلامى آشنا شده بودم و آن را نزد استادى-[9] که برخلاف اکثریّت قریب به اتفاق مدّعیان و مدرّسان این رشته صرفاً داراى یک سلسله محفوظات نبود، بلکه الهیّات اسلامى را واقعا چشیده و عمیقترین اندیشههاى آن را دریافته بود و با شیرینترین بیان آنها را بازگو مىکرد-مىآموختم. در آن روزها با همین مسأله که آن ایّام با مقدّمات کامل آموخته بودم آشنا شده بودم، قاعده معروف «الواحد لا یصدر منه الّا الواحد» را آن طور که یک حکیم درک مىکند درک کرده بودم (لااقل به خیال خودم)، نظام قطعى و لا یتخلّف جهان را با دیده عقل مىدیدم، فکر مىکردم که چگونه سؤالاتم و چون و چراهایم یکمرتبه نقش بر آب شد؟ … در این وقت فکر کردم دیدم اگر در این رشته نبودم و فیض محضر این استاد را درک نمىکردم همه چیز دیگر چه از لحاظ مادّى و چه از لحاظ معنوى، ممکن بود بهتر از این باشد که هست، همه آن چیزهایى که اکنون دارم داشتم و لااقل مثل و جانشین و احیاناً بهتر از آن را داشتم، اما تنها چیزى که واقعاً نه خود آن را و نه جانشین آن را داشتم همین طرح فکرى بود با نتایجش؛ الآن هم بر همان عقیدهام».
یعنی آنچه را که ایشان مهمترین عنصر متمایز کننده برای خود محسوب می کند این نظام فکری از عالم است. ممکن است این سوال به ذهن برسد که مگر فکر امام خمینی (ره) شاگردان دیگری را تربیت نکرده است؟ پس چرا برای آشنایی با نظام فکری اسلامی و پشتوانههای معرفتی انقلاب اسلامی به ایشان رجوع داده می شود؟
در پاسخ می گوییم، اتفاقا فکر امام شاگردان زیادی را تربیت نمود و خاص بودن شهید در این میان دو چندان اهمیت می یابد لکن آنچه که مطهری را از سایرین جدا می کند علاوه بر جایگاه علمی برجستهی ایشان دو مطلب است: یک، تئوریزه کردن این نظام فکری، هم در حیطههای هستیشناسانه و هم در مسائل جزئیِ فقهی (اعم از فردی و اجتماعی) و دیگری بیان شیوا و روان که بینظیر است. بی نظیر بودن این خصیصه زمانی مهم است که شخصی متتبع، چون آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) مدعی آن باشند. ایشان در خصوص این شاخصهی اعجاب برانگیز استاد میفرمایند: «مرحوم مطهری، ضمن اینکه از خط اسلام اصیل حتی به اندازه یک سر سوزن منحرف نشده، ویژگی خاصی در تالیفاتشان وجود دارد؛ تا آنجایی که ما دیدهایم و مطالعه کردهایم، مطهری تنها کسی است که توانسته مشکلترین مسائل علمی را در قالب الفاظ ساده، به نحوی که حتی یک «واو» نه زیاد باشد، و نه کم، در قالب عبارت ساده بیان کند. »[10].
در نهایت آنچه می توان مطهری را معلم انقلاب و الگوی یک روحانی شیعه می کند وجود چهار خصوصیت مهم است.
- دارا بودن جهانبینی و ایدئولوژی تفصیلی(علم)
- رعایت احکام فردی و اجتماعی(تقوا)
- شناخت کافی از مسائل پیرامونیِ مورد ابتلا(بصیرت)
- مدیر و مدبر بودن در عرصه اجرایی(کارآمدی).
[1] رعد/ 16.
[2] نازعات/ 44.
[3] انشقاق/ 6.
[4] فاتحه/ 6
[5] بقره/30
[6]صحیفه امام ج14ص325/پیام به مناسبت اولین سالگرد شهید مطهری
[7] روزنامه جمهوری اسلامی4/2/1364دیدار آیت الله خامنه ای در چهارمین سالگرد استاد
[8] مصاحبه با مجله سروش18/2/1361
[9] [ظاهرا منظورشان امام خمینی است]
[10] مصاحبه با روزنامه اطلاعات 12/2/1361





