پایگاه خبری تحلیلی دزمهر

منِ “انتخابگر”

سینا عصاره نژاد- دزمهراب

بزرگترین و پست ترین خیانتی که می توان به جنس بشر کرد، تغییر معنای خوب و بد در منظر اوست. فرآیندی که انسان در آن خوب ها را بد و بد ها را خوب می پندارد. دشمن حقیقی انسان که گاهی در لفافه ای از جنس حریر هم می تواند خود را پنهان کند و با نام مصلحتِ تو، به سراغت بیاید. ولی حقیقتش این است که قطعا قصد جانت را دارد. بله. دشمن به دنبال گرفتن موجودیت توست. گاهی فیزیکی و گاهی هم به نحوی دیگر…

اَمان که خطا کارتر از دشمن نیست! او خود نیز نمی داند که دنبال چه بوده! نفهمیده که موجودیت انسان ریشه در هویت او دارد…

هویت تو یعنی آنچه که تو آن را خوب و بد می دانی…

شاید دشمن اصلی انسان نه آن دشمنی است که همه دشمنی او را به وضوح می بینند، بلکه آن دشمنی است که در روی تو، به تو لبخند می زند و برایت در ظاهر دایه ی دلسوز تر از مادر است ولی در باطن بدتر از سگ هار!

راستش را بخواهید سگ هار هم باید باشد که تو زیبایی خود را نشان دهی! حقیقت این است که نباید از سگ هار ترسید! ترسی که در من فوران می کند، نه از اوست بلکه از “خود” است.

چرا ترس از “خود”؟

نترس “من” که او را می بینم و زیر نظر دارم و می دانم که این دم تکان دادن ها نه از باب حمایت و شناختن ظاهر صاحب است، بلکه به قصد فریب است و برای نزدیک شدن به من تا بتواند بهتر مرا آلوده به هاری کند.

ولی می ترسم!

می ترسم که فریب خورده ی “تکرّر” دم تکان دادن هایش شوی و اسیر او.

عجیب است حکایت تکرارِ بدی پیش چشمانِ انسان!

مومن وقتی تکرار بدی را می بیند، دم به دم بر یقین او افزوده می شود و غیرش بر کفرش…

برایم عجیب است برخی شروط تایید صلاحیت هایی که پیشینیان در قاب قانون جای داده اند! آخر خدایا شرط “متقی بودن متقاضی نامزدی انتخابات” را کجای دلم بگذارم؟! اکنون که همه متقی اند!!! چه لزومی به وجود آن هست؟

حقیقت این است که “تکرار” احتمالا کار خود را کرده…!

سخنم را رو به ملتی می گویم که “انتخابگرند”!

انتخابگر؟؟؟ بله انتخابگر. انتخابگر موجودیست بسیار نادر در زمان ما ! موجودی که فکر می کند، می اندیشد، خوبی و بدی را آنگونه که هست می یابد. مطابق حقیقت. نعل بالنعل. خوب او خوب و بد او بد است.

مگر من انتخابگر نیستم؟!

راستش را بخواهی سخت است بگویم هستی! انتخابگر از معیار هایی که همه در این زمانه برایش سر و دست می شکنند [اما احتمالا جان نمی دهند برایش!!!] فراتر رفته. آن می بیند که دیگران احتمالا نمی بینند. آن می کند که دیگران نمی کنند. فعلِ انتخابگر را مانند فعلِ دیگران مپندار. حتی اگر هر دو آکل اند و شارب. حتی اکل و شرب انتخابگر با دیگران متفاوت است.

انتخابگر به لبخند ها و دعوت ها و امید دادن ها خوشحال نمی شود و آنها را حکایت دم تکان دادن های سگ هار می بیند! انتخابگر در حالی که همه خوشحالند از اینکه “دیگر در این انتخابات به کسی رای دادیم که ما را خوشبخت می کند!!!” ، او ناراحت است و غمگین. این موجود قطعا امیدی به سازندگی دنیایش توسط نماینده و آمریکا !!! و غیره ندارد! نماینده هنر کند آبروی اسلام و جامعه ی مسلمین را نبرد بس است! سازندگی پیش کش!

“انتخابگر” باش که آمریکا را بشناسی…

نماینده ات را…

رئیس جمهورت!

نه!

اصلا بگذار اینگونه بگویم: “انتخابگر باش که با حقیقت باشی” یا “با حقیقت باش که انتخابگر شوی” !

نه نه! بهتر بگویم: “انتخابگر باش که مومن شوی!”

انتخابگر، انسانی است عزیز و غیرتمند. بسیار سرخورده می شود اگر کسی را در راس امور مسلمین ببیند که مسلمین را وعده به سازندگی و پل سازی و زیر گذر و … بدهد و با سوار شدن بر ضعف مومنین و استفاده از آن ها برای رسیدن به آمال خود، تُرک تازی کند. این عزت او ریشه در افق نگاهش دارد. غم زده است از اینکه مسلمین [بابا !!! مسلمین، امّت پیغمبر] را کم توقّع بپندارند و آن ها را وعده به کم بدهند بدون اینکه از انسانیت حرفی به میان بیاورند. جالب است مطمئنم حتی آن لحظه که این وعده ها را می دهند در مخیّله شان هم انسان سازی نیست. نه اینکه عمران نباشد. نه. اگر عمران نبود هم پدر او را باید در آورد. جامعه ی مسلمین بهترین ها را می طلبد ولی هر چیز جای خود!

تعریف صحیحی که شاید بتوان از انتخابگر کرد این است که او همه چیز را مطابق حقیقت فهمیده و دائم طالب آن است. او خود را مرکز عالم می پندارد و فارغ از تمام جوّ ها، فکورانه خوب و بد را می یابد و انتخاب می کند.

سخن آخر:

انتخابگری فقط با دل دادن به قرآن و اهل بیت علیهم السلام ممکن است.

جامعه ی انتخابگر، صلحا را پیش آهنگان خود قرار خواهد داد.

الحمدلله رب العالمین

اخبار مرتبط