دزمهراب – علی نامداری: امروزه به وضوح بر ما روشن است که بخش عمده ای از امورات روزمره ی زندگی بشر به فضای مجازی مبتلاست؛ اگرچه نمیتوان نظر قطعی داد که برای انسان امروزه با عدم فضای مجازی زندگی ناممکن است اما انسان این قرن چنان خود را در دام این موضوع غرق و محصور می بیند که ادامه زندگی بدون آن را تصوری بعید برای خود می پندارد چنانکه افرادی هستند که به این مقوله معتاد شده و ترک این اعتیاد جهانی را برای خود غیرممکن می دانند.
البته فضای مجازی، خدمات ارزنده ای را به انسان ارائه کرده است اما همچون یک تیغ دو لبه ، از تاثیر منفی مصون نمانده و نسل امروز را با مشکلات و معضلات جدی روبرو ساخته است.
در دهه های اخیر، اینترنت و به طورکلی فضای مجازی باعث صرفه جویی در وقت، هزینه و نیروی انسانی شده است؛ به عنوان مثال نظام بانکداری جهانی در این عصر عمدتا بر یک شبکه ی جهانی یا همان اینترنت متکی شده است که در پی آن حتی کوچکترین نهاد بانکی با بزرگترین بانک جهانی به یک یا چند واسطه در ارتباط است و تمامی محاسبات از این طریق پیگیری می شود؛ دهکده ی جهانی عبارتی است که دانشمندان غرب برای توصیف جهان مبتلا به فضای مجازی (جهان امروزه) استعمال می کنند؛ منطور اینکه چنان فضای مجازی اخبار و اطلاعات سراسر عالم را به سرعت منتشر می کند که گویی جهان یک دهکده است که اعضای آن فی الحال مطَلع از یکدیگرند.
ایجاد شبکه های درمان مجازی، شبکه های سلامت و ورزش، شبکه های تجاری، شبکه های آموزشی و دانشگاهی (کلاس مجازی، دانشگاه مجازی) و امثال این موارد نشان می دهد تا چه اندازه زندگی انسان بر این فضا استوار است اما استحکام این زیر بنا در موارد مختلف نسبی است و نمی توان نظر قطعی داد. اگر بخواهیم به طور خلاصه نقش فضای مجازی در زندگی انسان را تبیین نماییم باید بگوییم در عصر کنونی اکثریت قریب به اتفاق امورات زندگی انسان وابسته به این مقوله است؛ حال اینکه این نقش مثبت یا منفی است، بحثی کاملا نسبی است.
اما ما در اینجا تلاش کرده ایم تا برخی تاثیرات منفی و آسیب های فضای مجازی را مورد بررسی قرار دهیم:
-مطالعه بسیار و عدم بازدهی کافی!
امروزه کاربران مجازی غالبا موضوعات فراوان و متفاوتی را در این فضا مطالعه می کنند اما به وضوح عدم بازدهی متناسب با سرانه ی مطالعه (صرف خواندن) مشاهده میگردد؛ علت چیست؟
تجربه نشان داده که هر فرد آنچه را مطالعه می کند (چه کم چه زیاد) بنابر قدرت حافطه اش، کلیت آن موضوع و گاهی همراه با بسیاری از جزئیات را به خاطر و همچنین توان بازگویی آنها را دارد؛ اما امروزه همه می دانیم طی مدت زمان بسیار کم، انبوهی از متون و مطالب علمی ،خبری و… در فضای مجازی منتشر و مطالعه می شوند اما اگر مدتی نه چندان طولانی پس از مطالعه، فردی را مورد پرسش قرار دهیم از بیان و بازگوکردن بسیاری از آنچه را خوانده ناتوان خواهد بود. علت؟؟؟!
علل بسیاری را می توان به عنوان عامل این رخداد دانست اما عمده ی این جریان متکی به ماهیت فضای مجازی است؛ زیرا قدیم الایام که این امکان برای بشر فراهم نبود از نوشته هایی که از سنخ کاغذ بودند استفاده می کرد و نسبتا بازدهی مناسبی داشت؛ا لبته این مسئله با تنوع مطالب بی ارتباط نیست.
تنوع محتوا یکی از عمده ترین علل این معضل است؛ چرا که از نظر روانی، اگر فرد مطالعه ی خود را معطوف به یک موضوع مشخص کند و در یک سیر مطالعاتی زنجیره ای و مرتبط با هم مطالعه کند قطعا بازخورد بهتر و بیشتری خواهد داشت نسبت به زمانیکه او تعداد زیادی مطلب متنوع و مختلف و بی ارتباط به هم، که هرکدام، پیامی متفاوت از جنس پیام قبل و بعد دارد (مانند پیام های حاوی مطلب سیاسی-خبری ، روانشناسی،شعر، داستان، احادیث و…) را مورد مطالعه قرار می دهد.
علت فرار مطالب متنوع مورد مطالعه از حافظه، عدم ارتباط موضوعی و محتوایی است.
بسیاری از کاربران (منابع تحقیق میدانی)، علت دیگری را که در این مشکل سهیم می دانند، صفحه و زمینه ی مطالعه است؛ آنها معتقدند که متون و نصوصی که بر روی کاغذ چاپ شده اند احتمالا این خاصیت را دارند که انس و الفت بیشتری با خواننده برقرار می کنند نسبت به فضای مجازی که متن بر روی صفحه ی گوشی موبایل، رایانه و… ظاهر می شود و هر آن، هشدار پیام یا خبری دیگر بر آن صفحه نمایان می شود (خطر و فشار نور صفحه موبایل بر چشم انسان بی ارتباط با این موضوع نیست).
ان شاءالله در یادداشت آینده که ادامه ی همین یادداشت خواهد بود به بررسی موارد دیگر خواهیم پرداخت.
از نظرات مخاطبین محترم با افتخار استقبال میکنم.





