تصمیمات مدیریتی در عرصه فرهنگ نظیر ساخت معمای شاه از آن جهت اهمیت دارد که از روی این موضوع و سوژه نمی توان بارها و بارها سریال و فیلم ساخت. کما اینکه به عنوان مثال دیگر کسی کوچک جنگلی یا مختارنامه نمی سازد. از این رو سپردن ساخت سریالی با مضمون معمای شاه تدبیر و سلیقه بیش تری نسبت به سایر آثار اجتماعی معمول می خواهد.
گریم های نسبتاً خوب و هنرمندی سالار عقیلی در خواندن آثار جذاب اگر چه به یک سریال کمک می کند اما قطعاً نمی توانند جای قصه خوب و روایت پر کشش آن را بگیرند.
لحن چند پاره این سریال و عدم توجه به زمینه های جدی شکل گیری اتفاق بزرگی نظیر انقلاب اسلامی در کنار عدم به تصویر کشیدن درست طاغوت و خلاصه شدن آن در سکانس های تصنعی از مشکلات جدی این سریال به حساب می آیند.
اکنون که معمای شاه ساخته شد و به اصطلاح کار از کار گذشته است اما خدا کند مدیران فعلی سیما از تجربه این کار عبرت بگیرند و به تمجید های اطرافیان خود دل خوش نباشند. آثاری از این دست به نوعی موضع رسمی جمهوری اسلامی در خصوص تاریخ به حساب می آیند. از این رو دقت نظر و صبوری برای رفتن به سمت تولید آن ها از جمله ضرورت های ساختشان به حساب می آید.





