دزمهراب- جلسات قرآن دزفول سال هاست که به عنوان یک سیستم سنتی و موفق برای تربیت نسلی انقلابی و آشنا با ارزش های اسلامی مطرح بوده است. نمونه بارز نسل تربیت شده جلسات قرآن دزفول را می توان در زمان انقلاب و دفاع مقدس دید که با خلوص نیت تا پای جان در مسیر حق ایستادند. اما این جلسات چندسالی است که با رخوت مواجه شده و در شرایطی جدید قرار گرفته است. مسئله مهم جلسات قرآن دزفول ما را برآن داشت تا با مهدی الف باغی که از قدیمی ترین اعضای جلسات قرآن دزفول بوده و مسئولیت های مختلفی را هم دراین حوزه تجربه کرده مصاحبه کنیم.
لطفا به صورت مختصر خودتون رو معرفی بفرمایید و از سوابق و مسئولیت هاتون بگید.
بنده مهدی الف باغی هستم. معاون جلسات و مسئول بسیج مسجد رسول اکرم(ص). نزدیک به بیست و چند سال است که در جلسات حضور داشته ام و مسئولیت جلسات در مقاطع مختلف را تجربه کرده ام. مدتی هم به عنوان مسئول کانون جلسات مشغول بوده ام. از لحاظ شغلی هم دبیر ریاضی هستم ولی به ضرورت در حوزه پرورشی و تربیتی مدارس هم فعالیت داشته ام.
به نظرشما چه تفاوت هایی برای تربیت نسل دیروز و امروز نوجوان وجود دارد؟ ضرورت های تربیتی برای نسل امروز چیست؟
قطعا توجه کردن به نیازها، سلایق و علایق نسل امروز برای ورود به روح و روانش اهمیت دارد. یعنی امکان ندارد بدون توجه به قابلیت های نسل فعلی، ما بتوانیم برنامه ریزی کنیم. در بحث محتوا که مطمئنا محتوای ناب اسلام است ولی در انتقال باید تفاوت قائل بود. نسل جدید، نسل خواندن و شنیدن نیست، بلکه نسلی است که برخلاف نسل ما بیشتر تمایل به دیدن و جلوه های بصری دارد و لاجرم باید برای انتقال مفاهیم به این نسل از این نکته بهره گرفت، کما اینکه آموزش و پرورش هم مجبور شده است تا حدودی به این سمت حرکت کند.
نکته مهم دیگر توجه به مقاطع سنی نوجوانان است که طبیعتا باید برای سنین پایین تر از روش های غیرمستقیم و جذاب استفاده کرد تا به صورت غیرمستقیم مفاهیم دینی منتقل شوند، ولی هرچه به سمت سنین بالاتر می رویم، اهمیت روش چهره به چهره بیشتر نمایان می شود.
به نظرشما آیا تزاحمی بین آموزش های صورت گرفته در مدارس با مباحث تربیتی جلسات قرائت قرآن وجود دارد؟
این سوال واقعا سوال چالشی و مهمی است. بعضی مسائل که در مدارس تدریس می شود، با مطالبی که در مساجد هم مطرح می شود، همپوشانی دارد. ولی در بعضی از آموزش ها بعضا به مخاطب و حساسیت مطلب مورد نظر توجی نشده است. برای مثال آموزش قرآن و دینی را همان طور تدریس می کنیم که ریاضی و شیمی تدریس می شود. نحوه تدریس، حضور و غیاب و نمره دهی به همان صورت…در واقع فضای آموزشی را نباید به نحوی ایجاد کنیم که صرفا بحث آموزش صرف آن هم با یک فضای خشک و بسته به وجود آید. در چنین شرایطی متاسفانه روح مخاطب کمتر درگیر می شود. در واقع بیشتر از آن که به تربیت دقت شود، به آموزش توجه می شود. شما می توانید این مسئله را در تعداد نیروهای پرورشی موجود در مدارس، درمقایسه با نیروهای آموزشی ببینید و همچنین مسائلی که درمورد تخصص نیروهای تربیتی مدارس مطرح هست. خواسته ای که دارم و قبلا هم با امام جمعه محترم مطرح کرده ام، این است که از نیروهای جلسات قرآن در مدارس استفاده شود. در این شرایط ارتباط بین مسجد و مدرسه شکل می گیرد و علاوه بر آن نیروهایی که در مساجد تربیت می شوند می توانند ورود خوبی در مسائل تربیتی مدارس داشته باشند. بحثی مطرح بود که در مدارس روحانی و طلبه های جوان وارد شوند و درحال حاضر در مدارسی که این اتفاق افتاده است، تاثیر آن را می توان به خوبی دید. اگر چه این مسئله هم حساسیت هایی دارد، ولی در مجموع بودن یک روحانی در مدرسه بهتر از نبودنش است واین که چه قدر بتواند موفق باشد به توانایی آن روحانی(طلبه) در برقراری ارتباط دارد.
شما سرفصل های مباحث در جلسات قرآن را تا چه اندازه جامع و کافی می دانید؟ آیا اصلاح و تغییری را دراین باره لازم نمی دانید؟
اخلاق، اصول عقاید، تجوید، احکام و مباحث روز و مباحث اصلی هستند که در مسجد رسول اکرم(ص) که بنده حضور دارم مطرح هستند، مباحث احکام و اخلاق و … که مباحث عقیدتی هستند و نیاز هستند، ولی نکته مهم که در برخی مساجد اجرا نمی شود و باعث رشد تک بعدی و احتمالا مشکلات پس از ورود به دانشگاه می شود، مسائل روز هستند. این مسائل اگر به طور مناسبی مطرح شوند می توانند بخش مهمی از نیازهای فرد را پاسخ دهند.
به نظر شما چرا جلسات نسبت به گذشته کم رونق تر شده اند؟ شما راهبرد خاصی برای جذب نوجوانان به جلسات دارید؟
چیزی که در مساجد دیده می شود، این است که از لحاظ کمیت تعداد نیروها نسبت به گذشته کمتر شده است. اگر چه منطقه تا منطقه ی شهرستان متفاوت اند، ولی متاسفانه این حضور کمرنگ حتی در مناطق قدیم و اصیل شهر هم حس می شود و دلایل متعددی هم دارد. برای جلسات رقیب های زیادی ایجاد شده است، برای نسل ما جدی ترین رقیب جلسات، تلویزیون بود زمانی که برنامه جذابی برای ما داشت. ولی امروز جذابیت های متعددی برای فرد در خانه ایجاد شده است به طوری که حتی تلویزیون هم عقب مانده است. موبایل ها و فضای نامتنهای اینترنت، سینمای خانگی و بازی های رایانه ای همه رقیب های جدی هستند تا فرد را در خانه نگه دارند. مورد بعدی بحث فرزندآوری خانواده هاست. خانواده های امروز که تعداد فرزندان کمتری نسبت به خانواده های قدیمی تر دارند، بیشتر از قبل فرزندانشان را محدود می کنند. مسئله دیگر کلاس های متعدد آموزشی، ورزشی و … هستند که با زمان جلسات مساجد تداخل دارند. علاوه براین کیفیت مسئولین جلسات فعلی تا حدی نسبت به مسئولین جلسات در گذشته پایین تر آمده و تاثیر گذار بوده است. مورد دیگری که خیلی اهمیت دارد، اختلافاتی است که متاسفانه در برخی مساجد بین هیئت امنا و بسیج مسجد و … به وجود آمده وضربات سنگینی به جلسات آن مسجد زده است و عملا باعث دلسردی افراد شده که بعضا به طوری کلی فضای مساجد را رها کرده اند.
من در اینجا می خواهم به صورت یک مطالبه جدی این مسئله را مطرح کنم، که از طرف مسئولین فرهنگی شهر به خصوص امام جمعه هیچ توجهی به مسئولین جلسات شهرستان نمی شود. امام جمعه فرمانده فرهنگی شهر است و مسئولین جلسات، سربازان فرهنگی شهر هستند، ما انتظار داریم که فرمانده از سربازانش حمایت کند. یکی از این مسائل بحث شغل است. ما می بینیم که فردی در مسجد رشد می کند، به حد مدیریت در مسجد می رسد و به سن بیست و چند سالگی می رسد و هنوز شغلی ندارد و مجبور می شود برای شغل از دزفول برود و اینگونه نیروهای خوب مساجد از دست می روند و این یک ضربه بزرگ است. من انتظار دارم که نیروهایی که برای رضای خدا در مساجد درحال فعالیت هستند، مورد حمایت قرار بگیرند و حداقل مورد حمایت شغلی باشند.
قطعا جذاب سازی فضای مسجد بسیار می تواند مفید باشد.یعنی همه عوامل رقیب که اشاره شد، می توانند به عوامل جذاب سازی در مساجد هم تبدیل شوند. قطعا مسئله ورزش و تفریحات که از قبل بوده، باید همچنان ادامه پیدا کند. ولی علاوه بر این ها نحوه ارائه مباحث که در گذشته عموما به صورت یک طرفه بوده می بایست که بیشتر به سمت مباحثه ای پیش رود به نحوی که حتی الامکان مخاطب وارد بحث شود. مورد بعدی استفاده از موبایل و …به عنوان یک فرصت است. ما می توانیم افرادی که علاقه زیادی به چنین فضاهایی دارند را، طی آموزش هایی تربیت کنیم تا فرضا به یک برنامه نویس ماهر تبدیل شود و می تواند در خدمت اهداف مسجد هم قرار گیرد. مسئله ی دیگر ارائه مباحث به صورت بصری است، همین طور که خیلی از مدارس از پروژکتور و فیلم های آموزشی استفاده می کنند، این مسئله حتما باید وارد مساجد شود و هیچ راه دیگری هم ندارد به ویژه برای سنین پایین این مسئله به شدت کمک کننده خواهد بود. البته این موارد، به هیچ وجه نمی تواند جای روش چهره به چهره و جلسات سنتی قدیم را بگیرد و قطعا این روش موثرترین است.
کدام مساجد دزفول جلسات قوی تر و پربارتری دارند؟ بنظرتان دلیلش چه بوده است؟
اگر اجازه بدهید از مسجد خاصی اسم نبرم و از دلایل فقط صحبت کنم. مساجدی که از حاشیه دور باشند، هماهنگی بین مسئولین مسجد وجود داشته باشد؛ از امام جماعت و هیئت امنا گرفته تا بسیج و جلسات و … . درواقع هدف را برای خودشان مسائل تربیتی قرار داده باشند و به عبارتی به صورت تشکیلاتی کار کنند. همه ی اجزا وظایفشان را بدانند و از اختلافات پرهیز کنند و در راستای هدف واحد حرکت کنند. در شهرستان هم اگر دقت کنیم مساجدی که توانسته اند از این اختلافات به دور باشند رشد خوبی داشته اند و به عکس مساجدی که دچار اختلافات شده اند مشکل دارند.
شما بازدهی جلسات و تعهد نیروهای تربیت شده به این سیستم را چگونه ارزیابی می کنید؟آیا نیروهای تربیت شده جلسات توانسته اند بازخورد خوبی در فعالیت های اجتماعی و مسئولیتی داشته باشند؟
پاسخگویی به این سوال سخت است. اوج جلسات قرآن در زمان انقلاب بوده است و بعد از پایان جنگ می بینیم که بسیاری از مسئولین جلسات به شهادت می رسند. اگر چه توسط اعضایی که در جلسات همان شهدا بوده اند، این کار ادامه پیدا می کند، ولی کیفیت قبل را نداشته است. البته سیاست های دولتی را نمیتوان درنظر نگرفت، ما می بینیم که در یک برهه زمانی فرهنگسراها را ایجاد می کنند که در واقع این فرهنگسراها قرار است جایگزین مساجد بشوند، و به نظرم کاملا یک سیاست انگلیسی است. یعنی مساجد که سنگر هستند و باید محور قرار گیرند،در یک برهه زمانی دیگر اصل قرار نمی گیرند و حمایت ها هم از مساجد کمتر می شود. درگذشته تعداد قابل توجهی از افراد متعهد و حزب اللهی وارد شغل های دولتی می شدند ولی متاسفانه اخیرا خیلی کمتر شده است و نتیجه ورود افراد ناصالح و کسانی که خودشان را اصلاح نکرده اند، ایجاد فساد خواهد شد. از طرفی بسیاری از جلسات مساجد به صورت تک بعدی کار کرده اند و لازم است به مسائل تخصصی افراد جلسات هم دقت شود؛ یعنی فرد ملزم شود که یک فن را در کنار مسائل عقیدتی فرا بگیرد. این مسئله می تواند برای بازدهی و بازخورد اجتماعی افراد جلسات، بسیار مفید باشد.





