به گزارش دزمهراب چهارمین دوره شورای اسلامی شهر دزفول با ویژگی های خاص خود قدم در ماه های آخر خود می گذارد و انتخابات شورای پنجم تا یک ماه دیگر برگزار و مردم دزفول نمایندگان خود را باری دیگر برای حضور در شورا انتخاب می کنند. از نکات قابل توجه در این مدت عدم ثبت نام تعدادی از نمایندگان فعلی مردم در شورای شهر برای انتخابات است و این امر با توجه با فضای خاص دوره ی چهارم شورای شهر دزفول و همچنین عدم ثبت نام تعداد قابل توجهی از اعضا فعلی که غالباً از یک طیف بودند باعث به وجود آمدن سوالاتی در ذهن مردم شده است؛ براین اساس خبرنگار دزمهراب به سراغ یکی از این اعضا شورا رفته و گفتگویی با وی پیرامون شورای چهارم و علت عدم ثبت نامش برای انتخابات داشته است که مشروح این گفتگو در زیر آمده است.
با عرض سلام جهت شروع گفتگو مختصراً خود را معرفی نمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم، بنده محسن ریاضی هستم و دارای لیسانس مهندسی کشاورزی ونیز فوق لیسانس الهیات ومعارف اسلامی میباشم و قریب به 10 سال است که در دوره سوم وچهارم شورای شهر دزفول عضو هستم.
از نقش شورای شهر دزفول در پیشرفت شهر برایمان بگویید و با توجه به حضورتان در 2 دوره، تفاوت آنها را چگونه می بینید.
نقش شورا یک نقش بسیار جدی است و نبود آن نه تنها در دزفول بلکه برای هر شهری مشکلاتی را به وجود خواهد آورد؛ اما با این توصیف بنده شورای سوم را قدری موفق تر از شورای چهارم می بینم؛ در شورای سوم کم بودن تعداد اعضا از یک طرف و همدلی و انسجام بین اعضای شورا از طرف دیگر، بیشتر بود که این مورد اخیر در شورای چهارم ، قدری کم رنگ تر است نه اینکه وجود نداشته باشد؛ همچنین پویایی و تحرک در شورای سوم را نه تنها در برگزاری جلسات شورا که درپیگیری مسائل شهر در مرکز استان و تهران هم بیشتر میدیدم و قطعاً شورای سوم موفق تر از شورای چهارم عمل کرده است.
شما دلیل عمده این اتفاق را چه می دانید؟
بنده شورای چهارم را کم تحرک تر از شورای سوم دیدم و این دلایل متعددی دارد از جمله شاید حضور افرادی با دیدگاه های مختلف یکی از دلایل آن باشد البته در شورا اختلافات در حوزه مسائل سیاسی کم اتفاق می افتد و بیشترین نمود آن در ایام انتخابات هیئت رئیسه است و آنجاست که قدری مشکل پیش می آید و بازتابش را کمابیش در سایر فصول شورا نیز میتوان دید. همچنین شاغل بودن و کار کردن اعضا در فضاهای مختلف غیر شورایی شاید دلیل دیگری باشد. در شورای سوم برخی از دوستان تمام وقت در اختیار شورا بودند اما دراین دوره تعداد قابل توجهی از اعضا شاغلند ویا مشغولیت های دیگری دارند که طبیعتاً فرصت پیگیری های فراتر از جلسات را پیدا نمیکنند که البته این امر، مقداری به ضعف قوانین شورا ها برمیگردد و از این نظر هم شورا کم ضربه نخورده است بنابراین در چنین شرایطی، اعضا کمتر میتوانند به مسائل شورا وحوزه ی انتخابیه رسیدگی کنند وبیشتر کار شورا،منحصر به حضور در جلسات می شود.از طرفی در شهر دزفول،غالباً چهره های فرهنگی انتخاب می شوند که گرچه باتوجه به صبغه غالب فرهنگی شهر،مطلوب است اما کافی نیست و به تخصصهای دیگری نظیر عمران و شهرسازی،حقوق،هنر ،ترافیک،فضای سبز و… نیاز است.

چه طرح هایی را شما در شورا پیشنهاد داده اید و تصویب و اجرا شده اند و نیز طرح هایی بودند که اگر شما عضو شورا نبودید محقق نمیشدند؟
اکنون زیاد به خاطر ندارم چه طرح هایی با تصمیم من در شورا مطرح شده اند ولی در خصوص تنظیم بودجه های شهرداری، حقوق مدیران و مسائلی از این دست من معمولا پیشنهاد هایی داشته ام و نوعاً هم مورد توافق قرار گرفته است؛ یکی از کارهایی که در دوره ی سوم تا حصول نتیجه پیگیری کردم طرح کاشت درخت در خیابانهای شهر بود که در آن زمان از مشورت نهادهای مرتبط مانند مرکز تحقیقات صفی آباد و فدک بهره گرفتیم و آقای رجو هم انصافا دراین کار یاری کردند تا شهرداری مجاب شد که این کار را انجام دهد گرچه طرح،بسیار فراتر از کار ساده ودارای ضعف زیاد فعلی بود که متاسفانه هنوز هم در حال انجام شدن است.حالا در یک فرصت بیشتر میتوان توضیحات مبسوط تری در این خصوص ارائه داد. از طرح های دیگر که بنده اصرار کردم وشهردار چندبار در موقعیت های ناراحتی و خوشحالی در صحن شورا اعلام کرده اند،اصلاح میدان شیخ اعظم انصاری است که قرار بود تنها یک مرمت بسیار اندک در آن انجام گیرد ولی از آنجایی که شاید این مرمت اندک، باری به دوش مردم اضافه میکرد، پیشنهاد دادم که کاری اساسی در این میدان صورت پذیرد و اکنون در شب ها زمانی که امکان استفاده از کنار رودخانه فراهم نیست می بینید مردم چه استقبالی از این میدان میکنند ولی با این حال آنچه مطلوب من بود انجام نشد چرا که آبنماهای زیباتر ، با چشم انداز های خیلی زیباتری میشد برایش انجام داد ،چون نقطه اصلی ورود شهر از سمت غرب وجاده پر تراکم دزفول و اندیمشک هم هست،ولی در نوع خودش اکنون بد نیست و طرح های دیگر نیز بوده اند که اکنون دقیق به خاطر ندارم؛ در کل نوعاً طرح ها با نظر مشورتی دوستان شورا مصوب می شود و نمیشود منحصراً گفت این طرح فلانی بوده است.
در این شورا واژه “تحمل یکدیگر تا پایان دوره” توسط اعضا شورا بیان میشود، شما این را چگونه ارزیابی می کنید؟
من چنین تلقی ای ندارم اگر در شورا قرار باشد بحث،گفتگو واختلاف نظر نباشد وهمه هم نظر باشند، یک نفر هم کافیست ونیازی به شورا و تعداد،نیست وحتماً باید نقد و بحث در شورا باشد و این را به عنوان کسی که درون شورا بوده ام، خیلی نشنیده ام و اگر بوده، بسیار کمرنگ ویا توسط افراد معدودی بوده است.
دو دستگی در شورا چه طور و چگونه است؟
دو دستگی بیشتر ناظر به مسائل سیاسی شوراست است(که عمدتا درهنگام انتخاب هیأت رئیسه ی شورا نمود پیدا می کند) ودر مسائل کاری خیلی وقت ها دو دستگی را شاهد نیستیم یعنی درعمده مسائلی که مربوط به کار است، دیده می شود که که دوستان گاهی اینطرف و گاهی آن طرف رای میدهند وبخلاف تصور رایج مردم،چنین مشکلی(دو دستگی) بصورت غالب، درشورا نیست.آنچه که هست سلایق مختلف شوراست که بدیهی وطبیعی است.
به نظر شما آیا دوره چهارم برای مردم و شهر دزفول ضررها یا نفع هایی داشته است؟
این که شورای چهارم برای شهر،ضرر ویا نفع داشته است را شایدبه صورت نسبی بتوان بیان کرد ولی در این خصوص، بهترین داور خود مردم هستند. اگر گزارشی از دوره چهارم می گرفتید – که اخیراً رئیس شورا(آقای سرافراز) آن را استخراج کرده-شاید بهتر می توانستید قضاوت کنید. ولی این که اکنون مطلق بگوییم مضر یا مفید بوده شاید بیان صحیح نباشد.
بپردازیم به عدم ثبت نام شما و تعدادی از هم طیف هایتان، دلیل این امر چه بوده است؟
در بحث عدم ثبت نام توافقی بین هم طیف ها و هم فکرهای من نبوده و هرکدام دلیل خاص خود را دارد؛ اما من چند دلیل اصلی و فرعی دارم که قصد بیان همه آنها را ندارم، یکی از اولین دلایل من بحث فرهنگی است، فشارها و مطالبات فرهنگی از حقیر در حوزه های مختلف،مانند دانشگاه،مدارس، در مساجد،فضای مجازی وپاسخگویی به سوالات نسل جوان در حوزه ی مسایل دینی،سیاسی و … آنقدر سنگین است که گاهی تنه جدی به بحث شورای شهر میزند ومجبورم بخشی از همّ و غم خود را در این بخش،صرف کنم که همین امر، پردازش به مسائل شورا با آن همه گستردگی را قدر نسبتاً خوبی دشوار میکند.
نکته دوم ناظر به همان قانون غلط شوراهاست که بر خلاف نمایندگان مجلس،هم باید شغل داشت وهم به وظیفه ی گسترده ی نظارتی و حضور در جلسات متعدد شورا اهتمام ورزید که برهمین اساس برای شورای چهارم تا یک روز قبل از ثبت نام، قصد ورود را نداشتم، اما بر اساس اصرار تعداد زیادی از دوستان و پافشاری بر این که همین که در جلسات شورا حضور داشته باشی کفایت می کندو به شکلی جدی در آن موقع برای من اتمام حجت شد ، شرکت کردم ولی اکنون اعلام میکنم که قطعاً این میزان وقت ،کافی نیست و کسی باید بتواند با وقت بیشتر،هم در جلسات شورا حضور پیدا کند وهم درامور نظارتی را در طول روز،اقدام کند که قطعاً شاغل بودن،آن هم در دستگاههای غیر دولتی که مجوز تامی برای اعضای شورا نمیتوانند بدهند نافی این امور است.
ثبت نام نکردن من در شورا قطعاً از باب ضعف،خستگی و امثالهم نبوده وبحمدالله توانمندی خوبی هم در این عرصه نصیب گردیده است. اما با این وجود، کماکان، وقت کم برایم معضلی است و به نظرم اگر با شرایط مذکور، کنار نمیرفتم به شکلی در حق خود و شهروندان جفا می کردم(البته جمع زیادی از دوستان،این دلایل را برای کنار رفتن کافی نمیدانند). همچنین با عضویت قریب به 10 سال در شورا ، شاید خیلی ها نداند که در این سال ها چقدر می توانستم در حدی طبیعی و نرمال،در کنار خانواده وفرزندان باشم که میسرم نشد، صبح تا عصر سرکار عصر تا نزدیک غروب، شورا و شب ها نیز عمدتاً در اختیار کارهای فرهنگی،جلسات قرآن و… چه جایگاهی برای حضور در خانواده ای که موردتمرکز دشمن است،باقی می ماند بنابراین مانند همه، باید در این خصوص هم ،وقت می گذاشتم(اگر ان شاء الله بگذارند وبشود).
بر اساس این صحبت هایی که فرمودید یعنی تصمیم شما ارتباطی با فضای شورا چهارم نداشته است؟
خیر دوستانی که حضور مستمر رسانه ای در شورا داشته اند میدانند که حرفم را راحت زده ام و حتی در مقابل جریان هایی که گاهی مخالفت شدید هم داشتند ایستاده ام و هیچ وقت از موضع خود عقب نشینی نکرده و نمیکنم، لذا این که تصور کنید برخی اختلافات رایج شورای چهارم باعث عقب نشینی یا خستگی اینجانب شده به هیچ وجه صحیح نیست، فکر کردم ،کسانی با همین میزان توانمندی اما باوقت بیشتر شاید بتوانند تاثیر بیشتری داشته باشند.
این تصمیم را چه زمانی گرفتید و به نظرتان به نفع شهر است؟
این تصمیم را از اولین سال همین شورای چهارم گرفتم و حتی آن زمان قصد استعفا نیز داشتم واستعفایم را کتبی به شورا دادم ولی چون این تصمیم باید در شورا مطرح و از صحن علنی رای می آورد هیچگاه از گذرگاه هیئت رئیسه به شورا منتقل نشد گرچه از تصمیم شورا هم خیلی امیدوار نبودم و مطمئن بودم که دوستان به این استعفا رأی نمیدهند بنابراین در این مدت آنچه که از دستم برآمد، که غالبا در کارهای ستادی شورا بود شورا برمی آمد در خدمت دوستان بودم تا الان که به انتهای شورا ومقطع ثبت نام دوره ی جدید رسیده ایم.گزارش عملکرد ،حضور وتاثیراینجانب در جلسات ومصوبات شورا را میتوانید از سایر دوستان بگیرید.

به عنوان سوال آخر و اشاره هم داشته باشیم به انتخابات شورای پنجم، به نظر شما مهم ترین الویت کاری شورای پنجم چیست و مردم باید به چه افرادی رای دهند؟
با توجه به صبغه ی دزفول که فرهنگی است حضور افراد فرهنگی در شورا قدی ضرورت دارد اما با اینکه همه افراد را فرهنگی انتخاب کنیم زیاد موافق نیستم و باید افرادی متعهد وبا تخصص های مختلف پیش گفته،در شورا حضور یابند تا بتوانند تصمیم گیری های درست تر و نظارت های فنی موثرتری در حوزه مسائل مدیرت شهری داشته باشند.
مدت هاست دغدغه این را دارم که مطلبی در خصوص لزوم تغییر قانون مربوط به انتخاب اعضای شورای شهر بنویسم که متاسفانه تا کنون چنین مجالی فراهم نشده است اما کلیات آن در ذهنم هست وامید دارم تا قبل از پایان دوره، به این مهم،توفیق یابم. با آن ایده، در صورت عملی شدن،مشکل برخورد قومیتی، گروهی و امثال آن،تاحدی مرتفع می شود.
تشکر بابت وقتی که در اختیار ما گذاشتید.



