
امروز دومین سالی است که او در کنار ما نیست…
حاج محمود باصداقت بیش از نیم قرن، شب و روز در مسیر فرهنگ قدم برداشت، هرکس در شهرستان دزفول زندگی کرده، گذرش و نگاهش به مغازه کتاب فروشی صداقت که روی سردرب آن نوشته شده بود، تأسیس ۱۳۴۲، افتاده است.
حاج محمود، مغازهداری را به شکل منحصر به فردی تعریف میکرد، تقیّد عجیبی به انصاف داشت، مروّت از بارزترین ویژگیهای ایشان بود و همیشه کمترین سود را برای فروش در نظر میگرفت به طوری که علاوه بر شهر دزفول، از روستاها و شهرکهای اطراف هم برای خرید به ایشان مراجعه میکردند…
به افراد زیادی در شهر و روستا پیشنهاد ایجاد شغلِ کتابفروشی و نوشت افزار فروشی را داد و تا آخرین روزهای حیات، دست از حمایت و پشتیبانی از این افراد نکشید..
یکی از کارهایی که ایشان بر انجام آن مداومت داشت، دستگیری از ایتام بود، بعد از فوتشان مشخص شد که هر ساله تعداد زیادی بُن کتاب و لوازم التحریر به دارالایتام اهداء میکرده و کتابهای درسی و لوازمالتحریر افراد زیادی را به رایگان در اختیار ایتام قرار میداده است.
حاج محمود در عین حالی که شجاعت مثال زدنی داشت و در تمام سالهای جنگ، زیر شدیدترین بمباران، دزفول را ترک نکرد ولی لطافت قلب منحصر به فردی داشت و با شنیدن کوچکترین ذکر مصیبتی از اهل بیت علیهم السلام، اشک میریخت و این رقّت قلب ایشان باعث شده بود در هر حادثه و بلای طبیعی در کشور، در کمک و مشارکت تعجیل کند و دیگران را به حمایت از آسیب دیدگان ترغیب کند.
حاج محمود باصداقت در کودکی طعم یتیمی را چشیده بود و از همان سنین کودکی به کار کردن در شرایط سخت و کسب روزی حلال اهتمام داشت، در جوانی وارد حرفهی کتابفروشی شد و ظرف چند سال با درایت و جدیتی که در کار داشت، خدماتِ فروشگاه را توسعه داد به طوری که بیش از هزار قلم ریز و درشت در اقلام فروشگاه جای گرفت و میتوان گفت عمدهی نیاز هر دانش آموز و دانشجویی در فروشگاه مرتفع میشد.
حاج محمود سخت کوشی و جدیت در کار را تا آخرین روزهای حیاتش ادامه داد، بعد از کار روزانه و با استراحت مختصری، اکثر شبها تا نیمههای شب در انبارِ کتابفروشی با روشن بودن رادیو معارف به نظم دادن به انبار و برنامه ریزیهای خرید و رفع کمبودهای فروشگاه میپرداخت و بدون هیچ گونه برنامهی رایانهای، به دلیل اینکه سالها با شغلش با علاقه زندگی کرده بود، از ذهنش همچون یک سیستم پیشرفتهی برنامهریزی استفاده میکرد و اقلام متنوع فروشگاه را مدیریت میکرد.
ایشان در ساده زیستی و پرهیز از تشریفات و تجملات پافشاری میکرد و بیشتر از اینکه برای خودش هزینه کند، به خیرات و کمک به دیگران اهتمام داشت…
انشاالله حاج محمود که سالها با پاکی و صداقت زندگی کرد و هیچگاه کسی را از خود آزرده نکرد، در جایگاه ابدی، روحش آرام و همنشین خوبان خدا باشد…
محمد پورخلیلی
۳۰ بهمن ۱۳۹۹



