غلام دولت تدبير، تاجدارانند1
جنون گرفته ي عقلش خِردمدارانند
سياست «نَه به يارانه» نقل محفل هاست
اگرچه سوژه ي تلخند ما هزارانند!
خودت بگو كه «نيازمند» هستي يا «نخبه»؟
در انتخاب، همه صاحب اختيارانند
«نيازمند» عجب واژه ي قشنگي است
كه با زبان خوش افراد را بتارانند2
به هرچه از تو بپرسند، راست پاسخ ده
اگر دروغ بگويي، پدر درآرانند!
تو ثبت نام مكن!، آبرو خريده، برو!
كه مستحق «كرامت» فقط «حقير»انند
هنوز بعد دوصد فحش، انصرافي نيست
شگفت، ملت ما را كه بي بخارانند!
تو عاقبت ز فشار انصراف خواهي داد
و صاحبان سياست چه بُردبار انند!
عجب نسيم «كرامت» وزيده اي مردم
چه چشم ها به «اميدش» اميدوارانند!
دوباره دوره ي قشر «عزيز» و قشر «حقير»
و «إنَّ أكرَمَكُم»3 باز مايه دارانند!
عجب مزاح عجيبي كه «فوق پولداران»
مشوقان تو در انصراف يارانَند [يارانه اند]
من انصراف ندادم! اگرچه مي دانم
هزار وصله ي ديگر در انتظارانند!
به گوش كس نرسد انتقاد دلسوزان
به مجلسي كه در آن جمله جان نثارانند!
هزار مرتبه بنزين گران كنيد!، كه من
پياده مي روم و ديگران «سوار»انند
——————————————————–
1: قالب شعر برگرفته از غزل «غلام نرگس مست تو تاجدارانند» از حافظ
2: فراري دهند
3: «إنَّ أكرَمَكُم عِندَ الله أتقيكم»: «گرامي ترين شما نزد خدا باتقواترينتان هستند» (قرآن كريم)
شعر از امیرحسین مانیان






