پایگاه خبری تحلیلی دزمهر

نسخه ی حقوقی غرب برای زن

 بالانویس : روی سخنم اول با بانوی بنفش دولتی است که در دیدار با نائب رئیس پارلمان آلمان به جای اتخاذ موضع طلبکارانه ، موضع ضعف و پاسخگویی اتخاذ کرد ، بعد با تمام فعالین فرهنگی که یادشان رفته مشکلات واقعی زنان در دنیا را در رسانه ها فریاد زنند .

از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون ، بارها ایران از سوی غرب مورد اتهام نقض حقوق بشر قرار گرفته و همین موضوع بهانه ی بخشی از تحریم ها علیه کشورمان شده است . اتهاماتی که اکثراً نه بر اساس قوانین بین المللی بلکه با هوچیگری و پرونده سازی مطرح شده اند و البته یک محور اصلی و همیشگی اتهامات غربی ها مسئله ی « حقوق زنان » بوده است . بخشی از پرسروصداترین پرونده های ساختگی غرب علیه ایران در مسائل حقوق بشری مربوط به مسائل زنان است . قوانین مربوط به حجاب و پوشش اسلامی ، حق ازدواج موقت و مجدد برای مردان ، دیه ، سنگسار از جمله قوانین معروفی هستند که موجب فشارهای سیاسی و صدور قطعنامه علیه ایران شده اند. قصد ندارم در این یادداشت به رفع شبهات مربوط به این قوانین یا پرونده سازی های بیگانگان بپردازم که آن بحثی جداست و مجال نمی یابم ؛ بلکه توجهم به عملکرد خود غربی ها که مدعیان « رفع تبعیض علیه زنان » هستند ، جلب شده است :

رسانه های غربی در حالی به دروغ از حضور و تأثیر کم زن ایرانی در عرصه ی اجتماع سخن می رانند که زن در غرب تا اوایل همین قرن گذشته از حقوق اولیه ای چون حق رأی ، حق مالکیت و حتی حق اخذ مدرک تحصیلی محروم بوده است و هنوز هم قوانین تبعیض آمیزی چون نابرابری دستمزد زنان با مردان در کشورهای غربی خودنمایی می کند. ( اختلاف حقوق درموقعیت های کاملا برابر شغلی که در بعضی کشورها به 30% می رسد).

ایران را به خاطر وضع قانون حجاب متهم می کنند به سلب آزادی و اختیار زنان و خودشان قانون بی حجابی را اجبار می کنند ؛ در کشورهای غربی کنار مدعیان رعایت حقوق اقلیت ها ، زنان محجبه ی مسلمان حق ادامه ی تحصیل ندارند.

ایران را به نقض حقوق فعالین زن که همان فمنیست های آلت دست غربی ها برای وارد کردن فشارهای سیاسی هستند ، متهم می کنند ؛ در حالی که خودشان در مقابل ظلم و تعرض وحشیانه ی بعثی ها به زنان پاک و مظلوم ایرانی در جنگ تحمیلی سکوت کردند .

ازدواج موقت را که با متعهد شدن موقت یک مرد نسبت به زن همراه است را ظلم به زن می دانند و روسپی گری را که فقط با کامیابی مردان هوسباز بدون هیچ تعهدی نسبت به زن همراه است قانونی کرده اند .

ازدواج مجدد را که با شرط دارا بودن و رعایت شرایطی مجاز شده و البته در ایران چندان رایج نیست ، نشانه ی مردسالاری و ظلم به زنان می دانند ؛ در حالی که بارزترین نشانه ی مردسالاری غربی ها این است که زنان را به سمت آرایش و تبرج در ملأ عام سوق دادند تا مرد لذت ببرد و در التذاذ از هر زنی که بخواهد آزاد و راحت باشد .

برای قانون سنگسار ( که قانونی برای زنان و مردان مجرم است ) فیلمی سراپا دروغ ساختند و کسی نیست رسیدگی کند چرا در کشورهای غربی این قدر آمار تعرض به زنان بالاست و روز به روز قاچاق زنان در این کشورها افزایش می یابد ؟

این قیاس های تعجب برانگیز بسیارند و پرداختن به آن ها مثنوی می شود ، مسئله این است که غرب باید جوابگوی ظلمی باشد که به زنان روا داشته است نه ایران ! غرب باید پاسخگو باشد که چرا به اسم آزادی زن او را وسیله ی التذاذ مرد قرار داده است؟ چرا زن فرهیخته ی غربی مقبولیت و محبوبیت زنی بی فرهنگ که دارای جذابیت های جنسی و ظاهری هست را ندارد و ملاک حتمی شخصیت زن در غرب ارائه ی جذبه های ظاهری و جنسی است ؟ چرا زن غربی در اساسی ترین و فطری ترین نیازهایش که نیاز مادری و همسری است ، دچار محرومیت و ناکامی شده است ؟

جواب این سؤال ها به نگاه ابزاری غرب نسبت به زن مربوط می شود . غرب پول پرست وقتی به کارگر ارزان قیمت در کارخانه هایش احتیاج پیدا کرد ؛ از زن دعوت کرد تا به عرصه ی اجتماع بیاید و برایش مردی درجه دو باشد . غرب فریبکار به نام آزادی زن ، او را با تمام تعهداتش از مأمن گرم خانواده جدا کرد و برای التذاذ مردان بوالهوس از وی بهره کشید .

وقتی که زن با تمام زیبایی هایش در جامعه عرضه شد و دسترسی به او مثل کالایی ارزان ، آسان گشت ؛ طبیعی است که شهوترانی باب می شود. طبیعی است که روسپیگری باب شود و بالاخره شهوت گسیختگی به جایی برسد که فاجعه ای چون همجنسگرایی قانونی اعلام شود . وقتی مردم به سوی فساد کشیده شدند ، همسران به هم وفادار نمی مانند ، نقش همسری کم رنگ شده و بالاخره نادیده گرفته می شود . جایی که سقط جنین به عنوان دفع عضو زائد قانونی است و جزء حقوق زن ، سخن گفتن ازعاطفه ی مادری معنایی ندارد. نهایت حقوق زن غربی ، از بین رفتن کانون خانواده است . تزلزل کانون خانواده ، عدم ارضای عواطف و احساسات و نبود همدرد و حامی برای فرد را به دنبال دارد وموجب بروز بیماری های روانی و عقده های روحی می شود و در نتیجه قتل و غارت و ناامنی افزایش می یابد . نسل بعدی این جوامع به خاطر دور بودن از عواطف پدری و مادری بیشتر از نسل قبلی گرفتار آشوب های اجتماعی می شود و به تدریج چنین جامعه ای فرو می پاشد .

قرن بیست و یکم از سوی اندیشمندان غربی ، قرن فروپاشی خانواده نام گرفته است . آمار فزاینده ی خانواده های تک والد ( که در برخی کشورها به نصف هم رسیده ) و کودکان بی سرپرست گواه این اتفاق خطرناک برای غرب هستند. اندیشمندان غربی به خطر فروپاشی تمدن غرب واقفند و همین است که امروزه کشورهای غربی سیاست های تشویقی و تبلیغات رسانه ای جدی برای ازدواج کردن و پایبندی به بنیان خانواده در پیش گرفته اند . هرچند آن قدر گرفتار شهوترانی شده اند که این سیاست ها مسکنی موقت بیش نخواهند بود ، مگر اینکه توبه کنند و از راهی که رفته اند برگردند .

خانواده نقطه ی ضعف غرب است ، آمارها به جایی رسیده که حتی نمی تواند در این باره هوچیگری راه بیندازد ! همین است که در تمام فریادهایی که برای حقوق زنان از سوی غربی ها سرداده می شود نامی از خانواده نیست . حتی سازمان ملل خانواده را به عنوان یک شاخص بررسی وضعیت زنان مطرح نمی کند ؛ در حالی که زن از خانواده جدا نیست و بسیاری از مشکلات زنان به درون خانواده برمی گردد . مضحک تر این که گروه خانواده ی سازمان ملل فعالیت هایش از فعالیت های حوزه ی زنان کاملا جداست و توجهی که در مجامع بین المللی به مسائل خانواده می شود در مقایسه با مسائل زنان بسیار اندک است .

بد نیست سردمداران غربی جواب دهند چطور می شود که عمل به نسخه ی حقوق زنشان به فروپاشی جامعه می کشد؟! این چه حقوقی است که زن را برای نفع رسانی به مرد می خواهد ؟ چه حقوقی است که یک انسان را از دانستن نام پدرش محروم می کند ؟ چرا نسخه ی حقوقی غرب برای زن اثر عکس داده و امنیت روحی و جسمی و جنسی زنان غربی را از بین برده است ؟

بیایید از موضع انفعال خارج شویم و با تلاش کردن برای جلب نظر غربی ها ، در میدان آن ها بازی نکنیم . به غرب بتازیم و دستورالعملی که برای به اسارت کشیدن زنان و نابودی خانوده ها در پیش گرفته را متوقف کنیم . مبادا روزی برسد که برای اقناع غربی ها به رنگشان دربیاییم .

پ.ن : مقصود از غرب در این متن تمدن غرب و مبانی فکری آن بوده است ؛ نسبت دادن ویژگی هایی چون پول پرستی و فریبکاری به این تمدن مربوط می شود و مصداق توهین به ملت یا دولت های خاصی نیستند .

اخبار مرتبط